مسئله ای به اسم نام مستعار

مسئله ای به اسم نام مستعار به گزارش هنر شهر وقتی تماس گرفتم خندید؛ طوری بلند و رها كه من هم خنده ام گرفت. گفتم: «چرا می خندید؟» پس از مكث كوتاهی پرسید: «تلفنم رو از كی گرفتید؟» برایش توضیح دادم گزارش من محكمه نیست و قرار هم نیست كسی را محكوم نماییم. مثلا رجبعلی اعتمادی به اسم «ر. اعتمادی» می نوشته و مرتضی به نام «میم مؤدب پور».



به گزارش هنر شهر به نقل از ایسنا، «شهروند» در ادامه نوشت: همین حالا هم اسم های مستعاری داریم نظیر «ابراهیم رها»، «میم آرام»، «مژگان زارع» و... اما قصه اینجاست كه شما مرد هستی آقای فلانی و چرا باید قصه ات را به اسم زن چاپ كنی؟ درباره «علی بیتاژیان» می نویسم كه كتابش را با نام «بیتا ژیان» چاپ كرده؛ رمانی به نام «برگ های سبز بید». درباره ذائقه خوانندگان آثار عاشقانه و عامه پسند می نویسم كه در این سال ها عوض شده. به قلم نویسندگان مرد دیگر اعتمادی نیست و گویا ورق برگشته. یعنی اگر در سال های قبل از این جنسیت نویسنده برای خواننده تفاوتی نداشت، حالا دیگر اوضاع تغییر كرده. ناشران آثار عامه پسند به نویسندگان مرد پیشنهاد می كنند برای فروش بهتر از نام شان چشم پوشی كنند و كتاب شان را به نام مستعار زنان چاپ كنند.

علی بیتاژیان برایم توضیح می دهد: «من در این زمینه دخیل نبودم. ناشر آن زمان وقتی می خواست كتابم را چاپ كند، گفت بیشتر خوانندگان كتاب تو زنان هستند و دوست دارند كتاب های نویسنده ای را بخوانند كه همجنس خودشان باشد. بهرحال ناشر هم به شكلی صاحب اثر است و مقرر است سرمایه گذاری كند و نمی خواهد ضرر كند. برای همین گفت اسم كوچكت را برمی داریم و روی جلد نمی نویسیم. فامیل را هم جدا می نویسیم كه خوانده شود بیتا ژیان.» در واقع ناشر در ترفندی كه مدنظر داشته، نام خانوادگی نویسنده - «بیتاژیان» - را برداشته، جدا كرده و نوشته: «بیتا ژیان».

به نام مستعار

منتها از كجا معلوم چنین تغییر ذائقه ای در خوانندگان پیش آمده باشد؟ صرفا به یك نام كه نمی گردد بسنده كرد و تمام نامهای مستعار كتاب های ایران را هم كه نمی گردد زیر و رو كرد. با این وجود سراغ یكی دیگر از نویسندگانی رفتم كه با نام مستعار، آثار عاشقانه نوشته. نویسنده البته این دفعه زن است؛ لاله زارع، نویسنده آثار جنایی كه با نام مستعار «مژگان زارع»، آثار عاشقانه می نویسد. جالب اینجاست او هم بی اعتمادی خوانندگان آثار عامه پسند را درباره رمان های نویسندگان مرد تأیید می كند: «یكی از نویسندگان پرمخاطب چندسال پیش می خواست با ناشری معتبر در حوزه آثار عامه پسند كار كند. ناشر گفته بود كه باید نامش را به نام یك زن تغییر بدهد، چون نویسنده مرد بود و ناشر اعتقاد داشت اگر نام مستعار زن روی جلد كتابش بگذارد، تاثیر بیشتری در فروش خواهد داشت. اما خب، آن آقا قبول نكرد، در حالیكه ناشر به او گفته بود قلم تو قلمی است كه خوانندگان زن دوست دارند اما چون مرد هستی به كتابت اعتماد نمی كنند.»

حتی خانم پروانه شفاعی، یكی دیگر از نویسندگان رمان های عاشقانه ایرانی كه امسال هم نامزد جایزه «لیلی» (جایزه آثار عاشقانه) بوده است، این ماجرا را موثق می داند: «چنین واقعیتی متاسفانه نباید باشد اما رواج پیدا كرده. چون خوانندگان به این نتیجه رسیده اند كه خانم های نویسنده، ظرافت های عاشقانه را در زندگی بهتر درك می كنند و در نوشته هایشان هم بهتر به آنها می پردازند. من البته صرفا درباره آثار عاشقانه این را می گویم. می گویند نویسندگان مرد خیلی كلی گویی می كنند، در حالیكه مخاطبان آثار عامه پسند، معمولا به خواندن جزئیات علاقه مند هستند. منظورم البته اضافه گویی یا اطناب در نوشتار نیست. مقصودم توجه به جزئیات روابط عاشقانه است و حتی روابط خانوادگی؛ رابطه بین كاراكتر پدر و دختر، مادر و دختر، پسر و پدر و... باور خوانندگان این است كه آقایان انگار در رمان های عاشقانه شان بیشتر دنبال نتیجه گیری هستند تا پرداختن به جزئیات.» دلیل این مورد را لاله زارع از دریچه ای دیگر می بیند. او كه هم در زمینه آثار غیرعامه پسند و هم عامه پسند نوشته می گوید: «نویسندگان مرد ذهنیت درستی از خوانندگان آثار عامه پسند ندارند. فكر می كنند اگر خیلی ملودرام بنویسند، خانم ها بیشتر می خوانند درحالی كه اصلا این طور نیست. در واقع چون نویسندگان مرد در این سال ها بازار كار خودشان را در این عرصه خراب كرده اند، خوانندگان كمتر به آنها اعتماد می كنند. اغلب فكر می كنند باید عاشقانه ها را طوری بنویسند كه به شكل فیلم های نازل هندی باشد و خب، همین تصور اشتباه هم سبب شده مخاطبان در این سال ها كمتر به رمان هایشان اعتماد كنند.»

روی مجنون حساب نكنید!

فارغ از اینها، اصلا اگر نشانه ها را هم دنبال كنی می رسی به شرح عشق و دلدادگی كه گویا در قلم زنان منحصر شده. مثلا به نامزدهای جایزه «لیلی» نگاه كنید. این جایزه سال قبل برای رمان های عاشقانه به راه افتاد و مقرر است بیست ونهم بهمن ماه، همزمان با «روز عشاق» (كه ریشه در باورهای تاریخ ایران باستان دارد) به بهترین عاشقانه نویس سال اهدا شود. اینكه تمام نامزدهای جایزه امسال زنان بوده اند، پرسش برانگیز نیست؟ زهرا اسماعیل زاده (آخرین روز زمستان)، سمیرا سیدی (انار ترش)، مرضیه قنبری (به خیالم)، پروانه شفاعی (به ساز دلم)، زهرا احسان منش (تب یخ)، آزیتا خیری (كوچه دلگشا) و الناز محمدی (یاس مجنون). حتی در بخش «نوقلمِ» این جایزه هم تمام نامزدها زن هستند؛ تمام شان. یعنی یك نویسنده مرد هم بین شان نیست. برای همین ناگزیر به این نتیجه می رسیم كه یا عاشقانه نویسی در آثار عامه پسند ایران فقط در دایره نویسندگان زن محدود شده یا اینكه ذهنیت خوانندگان درباره نویسندگان مرد تغییر كرده. گویا دیگر هیچ كس برای نوشتن از لیلی روی مجنون حساب نمی كند! اما علی الله سلیمی، یكی از داوران این جایزه نظری دیگر دارد. او كه خودش از نویسندگان آثار جدی است و در این سال ها بعنوان منتقد در جلسات نقد آثار عامه پسند حضور داشته و سخنرانی های گوناگونی ارائه كرده، می گوید: «ما در انتخاب مان به اسامی زن و مرد كاری نداشتیم. ماجرا از این مقرر است كه شما اگر به شكل آماری هم نگاه كنید، ۹۰ درصد نویسندگان آثار عاشقانه درحال حاضر زنان هستند. قدیم مردم آثار «ر. اعتمادی» و «میم. مؤدب پور» را می خواندند، الان آثار نویسندگان زن را. اما درباره دلیلش باید بگویم شاید به شكل ناخواسته مفهومی به نام «حریم» در ذهن خواننده عام این نوع آثار جا افتاده. چون خوانندگان این رمان ها اغلب زنان هستند، نویسندگان مرد را به شكلی غیررسمی در فضای ذهنی شان به رسمیت نمی شناسند. شاید همچنان این سنت كه نوشتن از «عشق» را به شكلی سبك سری در مردان نسبت می داده اند، هنوز در رگه های ذهنی تاریخی ما وجود دارد. برای همین مردان در این عرصه كمتر سراغ عاشقانه نویسی می روند و نویسندگان آثار عامه پسند را هم طبیعتا بیشتر زنان می سازند.»

لیلا و لیلانویسان

اینكه چرا در ادبیات عامه پسند ایران، وضع تفاوت كرده و جنسیت این طور تعیین كننده شده، شاید احتیاج به رساله ای مفصل داشته باشد، اما ما در این گزارش صرفا به دنبال طرح این پرسش بودیم كه آیا واقعا وضع چنین است؟ و به تدریج شاید به این نتیجه می رسیم كه قانونی نانوشته گویا درحال تدوین است. آنچه در ابتدای گزارش درباره علی بیتاژیان نوشتم، همان نكته ای است كه یكی از مدیران باسابقه در حوزه انتشار آثار عامه پسند هم تأیید می كند. بهمن رحیمی، مدیر مسئول انتشارات «شادان» دراین باره می گوید: «بنده چنین كاری را تاكنون به نویسندگان پیشنهاد نداده ام و فقط بنا به عكس العمل های خوانندگان صحبت می كنم. درواقع تجربه ام در این عرصه می گوید استقبال از آثار نویسندگان زن بیشتر است؛ به خصوص نویسندگانی كه كار اول شان باشد. البته نویسندگان زیادی بوده اند كه كارشان را با ما شروع كردند و بعدها صاحب نام شدند و به جایی رسیدند كه خوانندگان به دنبال اسم شان می آیند تا آثارشان را بخوانند. ولی وقتی نویسنده ای مقرر است كار اولش را چاپ كند، چنین چیزی را به تجربه در خوانندگان دیده ام كه استقبال از اسم زنان روی جلد بیشتر بوده است. هرچند رویكرد ناشران هم با هم متفاوت می باشد و عوامل بسیاری در فروش دخیل هستند؛ ازجمله طرح جلد، عنوان كتاب و شاخص های دیگر. با این وجود، وقتی اسم نویسنده خانم باشد، عكس العمل مخاطب بهتر است. دلیلش هم شاید به تغییر و تحولات نویسندگی در ۲۵ سال گذشته برگردد. در این سال ها بیشتر نویسندگانی كه وارد عرصه نوشتن شدند، خانم ها بودند. درحالی كه در دهه های ۴۰ و ۵۰ اوضاع به این شكل نبود؛ پاورقی نویس ها مرد بودند و خوانندگان هم دنبال آثار آنها می رفتند. اما از دهه ۷۰ به بعد اتفاقاتی را كه در این عرصه دیدیم، زن ها رقم زدند. بسیار كم پیش آمده آقایان در این سال ها توانسته باشند اثری عاشقانه بنویسند كه دلخواه خوانندگان سنین پانزده شانزده تا سی وپنج شش سال باشد، برای همین در عمل هم می بینیم خوانندگان نسبت به نام زن ها روی جلد، برخورد بهتری نشان می دهند.»

اتفاقا از علی بیتاژیان درباره این مستعارسازی هم پرسیدم؛ اینكه آیا تغییر نام او روی جلد كتاب تاثیری هم داشته؟ بیتاژیان اظهار داشت: «راستش بعدها مدیریت آن ناشری كه من با آنها كار می كردم، عوض شد و اصلا دیگر از سبك كتاب های ایرانی رفتند سراغ كتاب های خارجی و دنباله چاپ آن كتاب ها را نگرفتند، برای همین كتاب من هم در همان چاپ اول ماند. درواقع به علل مختلف، آن كاری كه كردند تاثیری نداشت، دنبالش را هم دیگر نگرفتند و تغییر مدیریتی داشتند. من هم آن موقع كار اولم بود و وقتی گفتند چنین كاری نماییم، گفتم لابد این چیزهایی كه می گویند درست است و قبول كردم. اما الان می دانم كه اشتباه است، چون یك رمان خوب، اثر خودش را خواهد داشت. حالا اینكه اسم نویسنده زن یا مرد باشد، امكان دارد تأثیرات جانبی داشته باشد، ولی خیلی مهم نیست. ما نویسندگان مرد زیادی داریم كه از كتاب های شان استقبال شده و برعكس. كلا فروش به این چیزها زیاد ارتباط ندارد.» با این وجود تجربه ها و شنیده های مختلف كه تاكنون نشان داده اینها به هم ارتباط دارد. از بهمن رحیمی، مدیر مسئول انتشارات «شادان» پرسیدم با عنایت به تجربه اش از بازخورد خوانندگان، تاكنون شده پیشنهادی اینچنین را با نویسنده ای در بین بگذارد؟ اینكه مثلا نویسنده مردی بیاید و از نام زنان استفاده كند؟ آقای رحیمی اظهار داشت: «من از نظر اقتصادی واقعا دنبال این نبوده ام كه ببینم نام گذاری به این شكل چقدر می تواند اثرگذار باشد و تاكنون چنین كاری نكرده ام. با این وجود یك عده نویسنده هستند كه غم نان دارند و غم نام ندارند. لابد وقتی چنین پیشنهادی را از سوی ناشر می شنوند، می گویند چه فرقی دارد؟ به خصوص وقتی با ناشرانی طرف می شوند كه مقرر است كتاب را به شكل كالا از نویسنده خریداری كنند. در این مواقع دیگر برای نویسنده، تكرر چاپ و استقبال نشدن و اینها هم مهم نیست. ازاین رو با قراردادی كه نامش به نام مستعار یك زن مقرر است روی جلد بیاید، موافقت می كنند.»

بعضی نویسندگان هم البته چنین پیشنهادهایی را نشنیده اند. ویدا چراغیان، نویسنده ای كه با اولین رمانش با عنوان «یه نفر مثل تو» در بخش نوقلم جایزه «لیلی»، نامزد شده است، می گوید: «من تاكنون نشنیده ام ناشری بخواهد به نویسنده مردی پیشنهاد بدهد اسمش را به اسم زن تغییر بدهد. اما می دانم مخاطب ترجیح می دهد نویسنده زن باشد. علت این مورد هم این است كه اغلب مخاطبان آثار عامه پسند، خانم ها هستند. شاید فكر می كنند با داستان هایی كه از ذهن زنان بیرون می آید، بیشتر احساس همذات پنداری می كنند یا شاید این طور باور دارند كه زنان رؤیایی نویس تر هستند و تخیلات عاشقانه را بهتر می توانند پروبال بدهند. اما هر چه هست نمی گردد این نكته را نادیده گرفت كه به طوركلی خانم های عامه پسندنویس بیشتر از آقایان هستند.» خانم شفاعی، دیگر نامزد جایزه «لیلی» هم به این مورد اشاره كرده بود، اما در انتها خاطره ای هم داشت كه شاید تداعی روزهای گذشته برای بسیاری از ما باشد. پروانه شفاعی گفت تا مدت ها گمان می كرده «میم مؤدب پور» زن است. حق هم دارد. ما هم از كجا می دانستیم رجبعلی به اسم «ر. اعتمادی» می نوشته و مرتضی به نام «میم مؤدب پور»؟ اسامی مستعارشان آن زمان به پیشنهاد یا سفارش ناشر هم نبوده. زمانه، زمانه ای بوده كه گویا اسامی مخفف، نوعی رازآلودگی در شمایل نویسنده می نشانده. اینستاگرامی در كار نبوده تا تو در كسری از ثانیه چهره نویسنده را ببینی یا نوع پوشش و ظواهر امر را در صفحات شبكه های اجتماعی بجویی. روی جلد كتاب می خواندی «ر. اعتمادی» و شاید حتی ممكن بود گمان كنی نویسنده «رعنا»ست؛ «ریحانه»، «رخساره» یا «رؤیا»ست.




1398/09/07
12:13:35
5.0 / 5
581
تگهای خبر: شبكه , فروش , فیلم , كتاب
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۴
هنر شهر

هنر شهر

هنر و فرهنگ شهری

honareshahr.ir - تمامی حقوق مالکیت معنوی سایت هنر شهر محفوظ است