روایتی از چالش های سربازان مرزبان ریگ چاه کمدی و تراژیک است
هنر شهر: کارگردان نمایش ریگ چاه ضمن اشاره به چالش های بازیگری در حین کارگردانی، تلفیق کمدی و تراژدی را خاصیت بارز این نمایش دانست.
علی پیمان کارگردان نمایش «ریگ چاه» که این شب ها در تماشاخانه قشقایی مجموعه تئاترشهر به صحنه رفته است در گفتگو با گزارشگر مهر درباره ی موضوع این نمایش توضیح داد: این نمایش درباره ی شش سربازِ درحال خدمت در یک پاسگاه مرزی در سیستان و بلوچستان است؛ پاسگاهی به نام «ریگ چاه» که نام نمایش نیز از همان محل گرفته شده است. پنج سرباز دوران خدمت الزامی خودرا در آنجا می گذرانند و با ورود یک سرباز تازه به نام «گرمایل» اتفاقات و داستانهای تازه ای شکل می گیرد. این سرباز جدید تنها به زبان کردی سخن می گوید و سایر سربازان زبان او را نمی فهمند و همین مسئله دستمایه شروع روایت نمایش می شود. وی اضافه کرد: در طول داستان، مخاطب با سختی ها و مشقت های سربازان مرزبانی و دغدغه های شخصی هر یک آشنا می شود؛ یکی قصد مهاجرت دارد، دیگری آرزو دارد بازیگر تئاتر شود و دیگری به فکر ازدواج است. همین طور در روند نمایش، سه بار سربازان برای مواجهه با قاچاقچیان به کمین می روند و در پایان، رخدادهایی رقم می خورد که داستان را شکل می دهد. کلیت نمایش در قالب کمدی روایت می شود، اما همان بخش های در ارتباط با کمین و همین طور پایان نمایش، حال و هوای کمدی را تغییر داده و به سوی تراژدی پیش می رود. همین تلفیق کمدی و تراژدی خاصیت بارز کار است.
این کارگردان جوان تئاتر بیان نمود: این نمایش اولین تجربه کارگردانی حرفه ای من است. قبل از این حدود سه سال قبل در مشهد نمایشی مونولوگ کارگردانی کرده بودم که خودم نیز در آن بازی می کردم و موفق به دریافت جایزه هم شدم اما در تهران این اولین تجربه کارگردانی من بحساب می آید. این اجرا تفاوت زیادی با تجربه قبلی داشت و برایم بسیار لذت بخش بود، خصوصاً به سبب همکاری با بازیگرانی که بیشترشان دانشجویان دانشگاه تهران، تربیت مدرس و هنر بودند. آنها درک متقابلی از این مسئله داشتند که من بطور هم زمان بازیگر و کارگردان اثر هستم؛، هرچند این هم زمانی فشار مضاعفی را به من وارد می کرد. وی ادامه داد: با نزدیک شدن به اجرا، فشار روانی کارگردانی در کنار ایفای نقش بیشتر می شود. چونکه در مقام کارگردان باید به دکور، لباس، نورپردازی، موسیقی، استقبال تماشاگر و خیلی از جزییات دیگر فکر می کردم و در عین حال، روی صحنه باید بازی هم می کردم. همین مسئله موجب می شد لذت بازیگری بطور کامل برایم محقق نشود، چون همیشه ذهنم درگیر اجرای دقیق اثر بود. با این وجود، این تجربه برایم لذت بخش بود.
پیمان در ارتباط با چالش های اقتصادی اجرای این اثر عنوان کرد: از نظر اقتصادی، خوشبختانه چالش چندانی نداشتم. دلیل نخست این بود که بازیگران دوستانم بودند و همکاری ما بر پایه رفاقت و علاقه شکل گرفت نه مسایل مالی. دلیل دوم هم آنکه تمرین ها را در پلاتوهای دانشگاه تربیت مدرس انجام دادیم و هزینه های چندانی نداشتیم. طراحی صحنه نیز بسیار ساده بود؛ تنها یک چهارپایه فلزی داشتیم و صحنه آرایی ویژه ای انجام نشد. همین سادگی، به صورتی با مضمون نمایش هم خوانی داشت و حتی از طرف مخاطبان نیز مورد توجه قرار گرفت. وی در ارتباط با طراحی صحنه در این نمایش اشاره کرد: در طراحی صحنه نیز نگاهی مینیمالیستی داشتیم. از آنجائیکه ابتدا قرار بود نمایش در سالن کوچک مولوی اجرا شود، امکان استفاده از طراحی صحنه عظیم وجود نداشت. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که صحنه حدودا خالی باشد و این خالی بودن به آسانی و صمیمیت اجرا کمک کرد. خصوصاً که در پاسگاه های مرزی نیز امکانات و اشیای خاصی وجود ندارد و همین خالی بودن صحنه به مفاهیم زیرمتنی نمایش نزدیک است. کارگردان «ریگ چاه» در آخر درباره ی خاصیت های اجرائی این نمایش اظهار داشت: از نظر اجرائی، نمایش بیشتر بر پایه رئالیسم استوار است؛ چه در روایت و چه در اتفاقاتی که در صحنه رخ می دهد. با اینحال در قسمتهایی از نمایش بدن بازیگران از وضعیت روزمره خارج می شود و حالتی تئاتری و فراروزمره به خود می گیرد که شاید برخی آنرا به سوی فیزیکال تئاتر یا سوررئالیسم نزدیک بدانند. با این حال، اساس کار بازهم رئالیستی است. متن نمایش نیز بیشتر به متون پست مدرن نزدیک است تا متون کلاسیک قصه گو، چونکه روایت در آن بر پایه روزمرگی می گذرد و پیچیدگی های داستانی چندانی وجود ندارد.
نمایش «ریگ چاه» از ۲۴ مرداد تا ۱۵ شهریور هرشب ساعت ۱۸ در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه می رود. عوامل اصلی این نمایش عبارتند از نویسنده و کارگردان: علی پیمان، تهیه کننده: امیرحسین شفیعی، بازیگران: لقمان قادری، محمد طالبی، فرتاش دوراندیش، امید یوزی، جلال محبی، مهدی صمیمی، علی پیمان و نوید محسنیان. در خلاصه داستان این نمایش آمده است: دنبال جهان بدون مرز بودیم، شدیم سرباز مرزبانی … عکس ها از پرتو جغتایی است. خلاصه اینکه وی افزود: در طول داستان، مخاطب با سختی ها و مشقت های سربازان مرزبانی و دغدغه های شخصی هر یک آشنا می شود؛ یکی قصد مهاجرت دارد، دیگری آرزو دارد بازیگر تئاتر شود و دیگری به فکر ازدواج است. پیمان در رابطه با چالش های اقتصادی اجرای این اثر عنوان کرد: از نظر اقتصادی، خوشبختانه چالش چندانی نداشتم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که صحنه حدودا خالی باشد و این خالی بودن به سادگی و صمیمیت اجرا کمک کرد.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب