اتاق بیضی کاخ سفید روی آنتن تلویزیون ایران
هنر شهر: فصل دوم «با عرض معذرت» با ورود هوشمندانه به سیاست و هجو ترامپ، طنز تلویزیونی را تازه و به روز کرده و با موقعیت های متنوع، لحظاتی سرگرم کننده و قابل قبول برای مخاطب خلق کرده است.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق
- فصل دوم مجموعه طنز «با عرض معذرت» به کارگردانی محمدرضا حاجی غلامی و تهیه کنندگی رضا حاتمی وفا، از تولیدات مرکز سیمرغ است که از پایان مرداد روی آنتن شبکه دو رفته و در ۲۸ قسمت پخش می شود. این مجموعه با ساختار آیتمی و ۱۰ موقعیت مستقل (از جمله اتاق بیضی کاخ سفید، تیمارستان، کافی شاپ، خانه مجردی، اتاق بازجویی و مطب تراپیست) کوشیده طنز اجتماعی را با رگه هایی از سیاست ترکیب کند.
یکی از خاصیت های قابل توجه و تازه فصل دوم، ورود جدی به حوزه سیاست و بخصوص شوخی با دونالد ترامپ است. آیتم «ترامپت» که داستان آن در اتاق بیضی کاخ سفید می گذرد و حامد وکیلی در نقش ترامپ ظاهر می شود، به هجو رئیس دولت آمریکا و سیاستهای ایالات متحده در میانه تنش و جنگ با ایران می پردازد.
سیاسی شدن «با عرض معذرت»؛ قدمی رو به جلو در طنز تلویزیونی
فصل دوم مجموعه طنز «با عرض معذرت» با شجاعت بیشتری به سوی سیاست رفته و این تغییر رویکرد، یکی از نقاط قوت قابل توجه آن شمرده می شود. ورود شخصیت ترامپ و آیتم «ترامپت» در اتاق بیضی کاخ سفید، مجموعه را از فضای فقط اجتماعی فصل اول فراتر برده و به آن رگه ای از طنز سیاسی به روز و در رابطه با شرایط روز بخشیده است.
هجو سیاستهای آمریکا و رفتارهای جنجالی رئیس دولت این کشور در میانه تنش ها، مخاطب را سرگرم می کند و نشان میدهد طنز تلویزیونی می تواند بدون شعارزدگی و با زبانی قابل قبول، به مسایل کلان بپردازد.
این سیاسی شدن مجموعه به مجموعه عمق و تازگی داده و آنرا از تکرار موضوعات روزمره فاصله داده است. در فضایی که خیلی از آثار طنز ترجیح می دهند در حاشیه امن باقی بمانند، «با عرض معذرت» با این انتخاب، جسارت و به روز بودن خودرا به معرض نمایش گذاشته و توانسته بخشی از دغدغه های سیاسی مخاطب را با زبان طنز بازتاب دهد.
این بخش توانسته فضای خشک و تکراری برخی طنزهای تلویزیونی را کمی بشکند و با دستمایه قرار دادن شخصیت جنجالی ترامپ، موقعیت های خنده داری خلق کند که برای مخاطب ایرانی جذابیت دارد. ترکیب نقد اجتماعی با نگاه سیاسی، سبب شده مجموعه نسبت به فصل اول عمق بیشتری پیدا کند و از صرف شوخی های روزمره فاصله بگیرد.
حضور بازیگران باتجربه کمدی و تنوع موقعیت ها نیز به زنده تر شدن کار کمک کرده و لحظاتی از طنز موقعیت و کلامی قابل قبول ارائه می کند. در مجموع، تلاش مجموعه برای به روز بودن و پرداختن به مسایل جاری، از نقاط قوت آن بشمار می رود و توانسته بخشی از مخاطبان را جذب نماید.
با این وجود، فصل دوم «با عرض معذرت» از ضعف های ساختاری و محتوایی رنج می برد که مانع از تبدیل شدن آن به یک طنز ماندگار می شود. ساختار بطورکامل آیتمی و مستقل بودن موقعیت ها سبب شده همبستگی کلی مجموعه ضعیف باشد و مخاطب حس دنبال کردن یک روایت منسجم را نداشته باشد.
بسیاری از آیتم ها سطحی و قابل پیش بینی هستند و شوخی ها اغلب در سطح باقی می مانند بدون این که به عمق انتقادی واقعی برسند. حتی بخش ترامپ که به عنوان نقطه قوت عنوان شده، گاهی به هجوهای تکراری و کلیشه ای نزدیک می شود و بالاتر از آنکه هوشمندانه باشد، به شوخی های دم دستی وابسته است.
نقد اجتماعی که ادعای اصلی مجموعه است، در خیلی از موقعیت ها شعارزده یا کم رمق اجرا شده و نتوانسته تأثیرگذاری لازم را داشته باشد. ریتم برخی قسمت ها کند است و کیفیت نابرابر آیتم ها موجب می شود تجربه تماشا یکدست نباشد. سرانجام، با وجود کوشش برای سیاسی تر شدن، مجموعه نتوانسته تعادل مناسبی میان سرگرمی و نقد برقرار کند و بیشتر در حد یک برنامه آیتمی متوسط باقیمانده است.
ضعف های فصل دوم مجموعه طنز «با عرض معذرت»
فصل دوم «با عرض معذرت» با وجود کوشش برای به روزتر شدن و ورود به حوزه سیاست، از ضعف های مختلفی رنج می برد که مانع از تبدیل شدن آن به یک اثر طنز ماندگار و تاثیر گذار شده است. مهم ترین مشکل، ساختار بطورکامل آیتمی و پراکنده مجموعه است. ده موقعیت مستقل مانند اتاق بیضی، تیمارستان، کافی شاپ، خانه مجردی و مطب تراپیست، هرچند تنوع ظاهری بوجود آورده اند، اما سبب شده اند هیچ خط روایی یا ارتباط معنوی میان بخش ها شکل نگیرد. مخاطب بعد از چند قسمت، حس می کند با مجموعه ای از اسکچ های جداگانه روبه روست که هیچ کدام به عمق یا ادامه منطقی نمی رسند. این پراکندگی، همبستگی اثر را به شدت تضعیف کرده و تجربه تماشا را گسسته و کم اثر ساخته است.
ضعف دیگر در سطح و عمق شوخی هاست. خیلی از موقعیت ها به شوخی های دم دستی، تکرار کلیشه ها و دیالوگ های سطحی وابسته هستند. حتی آیتم سیاسی ترامپ که به عنوان نقطه قوت عنوان شده، در اجرا اغلب به هجوهای پیش پاافتاده و اغراق های کاریکاتوری نزدیک می شود و کمتر از ظرفیت طنز هوشمندانه بهره می برد. نقد اجتماعی که ادعای اصلی مجموعه است، در عمل به شعارها و موقعیت های کلیشه ای تقلیل یافته و نتوانسته لایه های عمیق تری از مسایل جامعه را بکاود. نتیجه این رویکرد، طنزی است که بیشتر می خنداند تا به فکر وادارد و بعد از چند دقیقه، اثر ماندگاری بر مخاطب نمی گذارد.
کیفیت نابرابر آیتم ها نیز مشکل دیگری است. برخی موقعیت ها نسبتاً قابل قبول اند، اما تعداد قابل توجهی از آنها ریتم کند، شخصیت پردازی ضعیف و پایان بندی شتاب زده دارند. بازی بازیگران، با وجود حضور چهره های آشنای کمدی، در خیلی از موارد تحت تأثیر متن ضعیف قرار گرفته و نتوانسته کمبودهای فیلم نامه را جبران کند. کارگردانی نیز در مدیریت ریتم و ایجاد تنوع بصری یا اجرائی موفق نبوده و مجموعه را به اثری یکنواخت و گاهی کسالت بار مبدل کرده است.
در نهایت، سیاسی شدن فصل دوم هرچند در ظاهر جسورانه به نظر می آید، اما به علت سطحی نگری و ترس از عبور از خطوط مشخص، به نقد واقعی و نافذ تبدیل نشده است. مجموعه ترجیح داده در حاشیه امن باقی بماند و بجای پرداختن عمیق به مسائل، به شوخی های کم خطر و قابل پیش بینی بسنده کند. این محافظه کاری، همراه با ضعف ساختاری و کمبود خلاقیت، سبب شده «با عرض معذرت» در فصل دوم نتواند انتظارات را برآورده کند و بیشتر در سطح یک برنامه آیتمی متوسط و فراموش شدنی باقی بماند.
وقتی تمسخر ترامپ به تمجید از او منجر می شود
«با عرض معذرت» در بخشهایی از خود به فضای کاخ سفید می پردازد و رئیس دولت آمریکا را در کنار معاونان و مشاورانش به تصویر می کشد. هدف اعلام شده سازندگان، نقد تند و بی رحمانه سیاستها و شخصیت دونالد ترامپ بوده است. اما نتیجه بطورکامل برعکس رقم خورده و شخصیت او نه تنها منفور جلوه نمی کند، بلکه جذاب و دوست داشتنی از آب درآمده است.
دلیل اصلی این اتفاق، انتخاب حامد وکیلی برای ایفای نقش ترامپ است. بازیگری که لحن و رفتارش ذاتاً شیرین و دلنشین است. وی در این نقش هم همان تیپ همیشگی اش را تکرار می کند؛ شخصیتی شوخ، پرحرف و تا حدی دست وپاچلفتی که بجای ایجاد نفرت، لبخند می آورد. این اتفاق قبل تر در سریال «اکسیر» نیز روی داده بود؛ جایی که وکیلی نقش مردی گیج و دهن لق را بازی می کرد و به نمک برنامه تبدیل گشته بود. در «با عرض معذرت» هم تفاوت چندانی دیده نمی شود و همان حس مثبت منتقل می گردد.
شخصیت پردازی ترامپ در این مجموعه بیشتر به شوخی های سبک کمدی هایی شبیه «خنده بازار» نزدیک است تا نقد سیاسی تند. در آن برنامه نیز چهره ها با گریم و تقلید مورد شوخی قرار می گرفتند، بدون آنکه هدف اصلی تخریب باشد. اینجا هم همین مسیر طی شده: سازندگان خواسته اند ترامپ را مسخره کنند، اما دیالوگ های سطحی و موقعیت های ضعیف نمایشی نتوانسته اند حس خشم یا انزجار واقعی ایجاد کنند. درنتیجه، یک شخصیت «سیاه» به آدمی هیجانی و کم درایت تقلیل یافته که اتفاقاً دوست داشتنی به نظر می آید.
تلویزیون و تولیدکنندگان سریال در این بخش گرفتار نقض غرض شده اند. اگر هدف ایجاد نفرت از ترامپ بود، باید ابزار و اجرای دیگری به کار می گرفتند. در وضعیت فعلی، بهتر است بخش در ارتباط با کاخ سفید تا اطلاع ثانوی از مجموعه حذف شود و تنها در صورتیکه امکان خلق حس منفی مؤثر فراهم گردد، باردیگر به داستان بازگردد.
بطور خلاصه
این سیاسی شدن مجموعه به مجموعه عمق و تازگی داده و آن را از تکرار موضوعات روزمره فاصله داده است. بازیگری که لحن و رفتارش ذاتاً شیرین و دلنشین است. وی در این نقش هم همان تیپ همیشگی اش را تکرار می کند؛ شخصیتی شوخ، پرحرف و تا حدی دست وپاچلفتی که بجای ایجاد نفرت، لبخند می آورد.
منبع: هنر شهر
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب