هومن سیدی رتبه یک رانت حکومتی با ژست اپوزیسیون

هومن سیدی رتبه یک رانت حکومتی با ژست اپوزیسیون هنر شهر: این گروه سلبریتی های شورشی باید متوجه شوند که نمی توانند همزمان از مواهب و برکات نظام جمهوری اسلامی متنعم باشند و بر روی آن نیز تیغ بکشند. کمترین هزینه این شورش، ممنوعیت فعالیت این سلبریتی هاست.



سرویس فرهنگ و هنر مشرق

- موضع گیری های اجتماعی-سیاسی سلبریتی ها بعد از شورش های دی ماه، زمینه تشدید التهاب افکار پررنگ تر می کنند. آن چه گاه این اظهارنظرها را در نگاه منتقدان «غیرطبیعی» یا متناقض جلوه می دهد، نه فقط محتوای آنها، که نسبتِ گوینده با پیشینه حرفه ای، جایگاه نهادی و میزان بهره مندی تاریخی اش از ساختاری است که حال به نقد یا اعتراض کشیده می شود. در این چارچوب، اعلامیه اخیر هومن سیدی –مبنی بر فاصله گیری از جشنواره فیلم فجر، بار دیگر پرسشی قدیمی اما حیاتی را احیا کرده است: آیا میتوان سال ها از امکانات، مشروعیت و سکوی یک ساختار بهره برد، اما حالا، بدون مواجهه صریح با این پیشینه، در مقام معترض یا تحریم کننده ایستاد؟
سه نهاد کلیدی - ساترا (ناظر بر محتوای رسانه ای)، قوه قضائیه و کارگروه چهره ها - مسئولیت دارند تا درباره ی این تناقض آشکار بین بهره مندی از امکانات نهادی (مانند دریافت مجوز ویژه جهت استفاده از صدای شروین حاجی پور) و موضع گیری تحریمی، موضعی شفاف و قاطع اتخاذ کنند. عدم اقدام، می تواند به مفهوم تأیید ضمنی اینگونه دوگانه کاری ها باشد. وی در پست اخیر اینستاگرامی خود نوشت: هیچ جشنواره ای، هیچ تندیس و هیچ دیده شدنی، ارزش ایستادن روی سکوت و عبور از جان انسان را ندارد.
دیده شدن، وقتی به قیمت ندیدن انسان تمام می شود، فقط یک معامله ی ارزان است. سینما وقتی کنار انسان می ایستد معنا دارد؛ وقتی از روی او رد می شود، دیگرفقط یک تصویر بی ارزش است. هیچ سکویی آن قدر بلند نیست که بتواند روی جان انسان سایه بیندازد. اعتبار هنرمند از جایی می آید که ایستاده، نه از جایی که دعوت شده. جشنواره می گذرد، نام ها فراموش می شوند؛ این انتخاب هاست که می ماند. دیده شدن بدون دیدن رنج، فقط نورافکن است، نه روشنایی هنر اگر جرأت نداشته باشد «نه» بگوید، فقط تزیین وضعیت موجود است. و هیچ قاب طلایی ای نمی تواند سکوت در مقابل خون را قاب بگیرد.
موضع گیری تحریمی هومن سیدی در برابر جشنواره فیلم فجر، در تقابلی آشکار با پیشینه همکاریهای نهادی او قرار می گیرد. بررسی واقعیات حرفه ای اخیر وی، گسلی عمیق میان شعارهای اخلاقی و اقدامات عملی نشان داده است.
سریال «وحشی» با بهره مندی از خدمات نیروی انتظامی تولید شده است. این همکاری مستقیم، وابستگی پروژه به بخشی از ساختار حاکمیتی را نشان داده است که طبق ادعای سیدی، حال باید در مقابل آن «ایستاده است. پخش این سریال از فیلم نت - پلتفرمی با ارتباطات مستند با نهادهای حاکمیتی - بر این تناقض می افزاید.
مجوز ویژه برای شروین حاجی پور - که نماد شورش های ۱۴۰۱ شناخته می شود - در تیتراژ سریال وحشی، نیازمند دریافت مجوزی ویژه از نهادهای بالادستی است. این نشان دهنده سطحی از تفاهم و ارتباط با همان ساختاری است که سیدی ظاهراً آنرا نقد می کند.

ضرورت پاسخگویی نهادی: تحلیل رویکرد دوگانه در برخورد با موضع گیری ها


پیگیری تحریم جشنواره فیلم فجر توسط هومن سیدی در شرایطی صورت می گیرد که سریال او با حمایت نهادهای حاکمیتی درحال پخش است. این تناقض عملی، پرسش هایی جدی درباره ی سازوکار نظارتی و انضباطی نهادهای فرهنگی و قضایی برمی انگیزد.
مقایسه برخورد با «محمدساعدی نیا» که به سبب ابراز همراهی با اعتراضات با احتمال توقیف اموال روبرو شده است و مماشات ظاهری با هومن سیدی، یک ناهمخوانی اساسی در اعمال قانون را نشان داده است. این دوگانگی، هم در افکار عمومی ایجاد سؤال می کند و هم می تواند به عنوان رویه ای تبعیض آمیز تفسیر شود.
سه نهاد کلیدی - ساترا (ناظر بر محتوای رسانه ای)، قوه قضائیه و کارگروه چهره ها - مسئولیت دارند تا درباره ی این تناقض آشکار بین بهره مندی از امکانات نهادی (مانند دریافت مجوز ویژه جهت استفاده از صدای شروین حاجی پور) و موضع گیری تحریمی، موضعی شفاف و قاطع اتخاذ کنند. عدم اقدام، می تواند به مفهوم تأیید ضمنی اینگونه دوگانه کاری ها باشد.
چنین مماشاتی می تواند دو قطبی اجتماعی را تشدید کند، چونکه این تصور را ایجاد می نماید که برای برخی چهره های خاص - بخصوص آنانی که از «تسهیلات خاص» برخوردار می باشند - قوانین به صورت متفاوتی اعمال می شود. این امر به بی اعتمادی نسبت به نهادهای حاکمیتی و احساس بی عدالتی دامن می زند.
در شرایط فعلی، مشارکت مستقیم هولدینگ گلرنگ در ساخت سریال «وحشی» امری انکارناپذیر است. از این منظر، اعمال تصمیمات سخت و ساختاری ضد این هولدینگ، مشابه برخورد با مجموعه های اقتصادی ای مانند ساعدی نیا، می تواند نتایج مؤثرتری به همراه داشته باشد. توقف تولید سریال «وحشی» و محدود کردن کارهای اقتصادی گلرنگ، پیام روشنی به سایر کنشگران حوزه نمایش خانگی ارسال خواهد نمود و آنان را از ورود به چنین ماجراجویی هایی بازمی دارد. در بررسی روند تولید سریال «وحشی» به کارگردانی هومن سیدی، نقش پلتفرم «فیلم نت» وابسته به هولدینگ گلرنگ به عنوان حامی و سرمایه گذار اصلی، اهمیتی تعیین کننده دارد. این حمایت مالی، فقط به مفهوم تأمین بودجه یک پروژه نمایشی نیست، بلکه به گلرنگ امکان داده است تا در حوزه های حساس فرهنگی و رسانه ای نقش آفرینی مؤثری داشته باشد. تولید سریالی پرهزینه مانند «وحشی» بدون چنین پشتوانه ای در عمل ممکن نبود و همین مسئله، جایگاه سرمایه گذار را در ایجاد حواشی پیرامون این پروژه برجسته می کند.
در این چارچوب، برخی قرائن نشان داده است که سرمایه دار گلرنگ می تواند در دریافت مجوز برای انتشار اولین قطعه شروین حاجی پور هم نقشی مؤثر ایفا کرده باشد. هم زمانی این مساله با رفتارهای غیرمتعارف هومن سیدی و مواضع تقابلی او، همچون مخالفت آشکار با جشنواره فیلم فجر، این گمانه را تقویت می کند که پشتوانه اقتصادی قدرتمند، هزینه های چنین کنش هایی را کاهش داده و نوعی مصونیت غیررسمی برای عوامل تولید فراهم آورده است. از ین جهت، تمرکز صرف بر برخورد با شخص سیدی، بدون توجه به ساختار اقتصادی پشتیبان، نمی تواند پاسخ گوی ابعاد واقعی مسئله باشد.
در شرایط فعلی، مشارکت مستقیم هلدینگ گلرنگ در ساخت سریال «وحشی» امری انکارناپذیر است. از این منظر، اعمال تصمیمات سخت و ساختاری ضد این هولدینگ، مشابه برخورد با مجموعه های اقتصادی ای مانند ساعدی نیا، می تواند نتایج مؤثرتری به همراه داشته باشد. توقف تولید سریال «وحشی» و محدود کردن کارهای اقتصادی گلرنگ، پیام روشنی به سایر کنشگران حوزه نمایش خانگی ارسال خواهد نمود و آنان را از ورود به چنین ماجراجویی هایی بازمی دارد.
در نهایت، پرسشی اساسی مطرح می شود: اگر ساعدی نیا در سازماندهی شورش های دی نقش مستقیم ایفا کرده است، آیا هولدینگ گلرنگ با پرهیز از ایفای نقش مستقیم، از هومن سیدی به عنوان یک پروکسی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کند؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم بررسی دقیق تر پیوند میان سرمایه، تولید فرهنگی و کنش های سیاسی است.
برای حفظ انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی، ضروریست نهادهای مسئول، فارغ از جایگاه افراد، با هرگونه اقدامی که به تحریم نهادهای ملی و تشدید گسل های اجتماعی می انجامد، مطابق قانون و به شکل شفاف برخورد کنند. عدم تصمیم گیری در این مورد، خود یک تصمیم گیری به نفع تداوم معیارهای دوگانه است.
کمترین برخورد مورد انتظار با امثال هومن سیدی و سلبریتی هایی که در بزنگاه فعلی در مقابل نظام شمشیر کشیده اند، قطع دسترسی به سکوهای داخل نظام، عدم عقد قرارداد تهیه کنندگان و همه نهادهایی است که ذیل نظام و با مجوزهای قانونی جمهوری اسلامی ایران، درآمدهای میلیاردی برای آنها به ارمغان آورده و آنان را فربه و مشهور کرده اند. این گروه شورشی باید متوجه شوند که نمی توانند همزمان از مواهب و برکات نظام جمهوری اسلامی متنعم باشند و بر روی آن هم تیغ بکشند.
بطور خلاصه، اعتبار هنرمند از جایی می آید که ایستاده، نه از جایی که دعوت شده. عدم تصمیم گیری در این مورد، خود یک تصمیم گیری به سود ادامه معیارهای دوگانه است.
کمترین برخورد مورد انتظار با امثال هومن سیدی و سلبریتی هایی که در بزنگاه فعلی در مقابل نظام شمشیر کشیده اند، قطع دسترسی به سکوهای داخل نظام، عدم عقد قرارداد تهیه کنندگان و همه نهادهایی است که ذیل نظام و با مجوزهای قانونی جمهوری اسلامی ایران، درآمدهای میلیاردی برای آنها به ارمغان آورده و آنان را فربه و مشهور کرده اند. این گروه شورشی باید متوجه شوند که نمی توانند همزمان از مواهب و برکات نظام جمهوری اسلامی متنعم باشند و بر روی آن هم تیغ بکشند.
1404/11/20
09:45:57
0.0 / 5
13
تگهای خبر: اقتصاد , تصویر , جشن , جشنواره
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۲
هنر شهر

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

هنر شهر

هنر و فرهنگ شهری - هنر شهر، نبض هنر خیابانی ، رنگ زندگی

honareshahr.ir - تمامی حقوق مالکیت معنوی سایت هنر شهر محفوظ است