ایستادن برای خالق مرگ یزدگرد بیضایی رفت و یاد بزرگداشت افتادیم!

ایستادن برای خالق مرگ یزدگرد بیضایی رفت و یاد بزرگداشت افتادیم!

هنر شهر: مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی با حضور هنرمندان و همکاران وی در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر برگزار شد.

به گزارش هنر شهر به نقل از مهر، مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی با عنوان «روایت گر اسطوره ها»، روز گذشته ۱۶ آبان در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر انجام شد.
اجرای این برنامه را اصغر همت عهده دار بود.
از حاضران در این رویداد میتوان به اصغر خلیلی مدیر مجموعه تئاتر شهر، علیرضا گیلوری مدیرعامل خانه تئاتر، اکبر زنجانپور، داریوش فرهنگ، محمدرضا خاکی، آرزو افشار، ناصر حبیبیان، امین اشرفی، رویا افشار، محمد بهرامی، اسماعیل خلج، ایرج راد، مهرداد ضیایی، ناهید مسلمی، آتش تقی پور و... اشاره نمود.
مراسم بعد از تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران شروع شد. در ابتدا مجید رحمتی با اجرای نقالی روی صحنه حاضر شد و در چارچوب متنی از پیش تنظیم شده، به گونه ای منظوم از آثار بهرام بیضایی فقید نام برد و حاضران به حالت ایستاده به احترام این هنرمند فقید وی را همراهی کردند.
سپس رحمتی نامه هایی را که در بازه ها و مناسبت های مختلف، توسط نویسندگان و هنرمندان مطرح تئاتر برای بیضایی نوشته شده بود، برای مخاطبان قرائت کرد.
در ادامه کلیپی از نقطه نظرات هنرمندان مختلف درباره ی بهرام بیضایی پخش گردید. با دعوت مجری اکبر زنجانپور به عنوان اولین سخنران روی صحنه آمد.

گوهری را رها کردیم و حالا به یاد بزرگداشت افتادیم؛ فرزند ایران و مدفون دور از وطن!

زنجانپور بعد از پایان تشویق ایستاده تماشاگران، اظهار داشت: چیزی نمی شود گفت. گوهری را رها کردیم، حالا به فکر برگزاری بزرگداشت افتادیم. باید در زمانی که وی در ایران بود برای بیضایی بزرگداشت می گرفتیم، چرا کاری نکردیم؟ بیضایی از نظر من با سوفکل و شکسپیر فرقی ندارد. خوانش متون بیضایی نیازمند سواد و تخصص است. آثار او تصویری بود و از ذهن بیضایی بر صفحه کاغذ آمده و از کاغذ به صحنه رسیده بود. این ها تصاویری بوده اند که در ذهن بیضایی مدام و مداوم در جریان بوده است. نمی دانم چه بگویم، حیف که او دیگر نیست. بهرام بیضایی باید در ایران دفن می شد. فرزند ایران باید جای دیگری خاک شود؟ او مال این سرزمین است. باید مواظب بقیه باشیم که دیگران را هم مانند بیضایی از دست ندهیم. بیضایی به گردن تاریخ این مملکت خیلی حق دارد.
در ادامه مجری برنامه متنی را از طرف از محمود دولت آبادی برای حضار خواند؛ دولت آبادی به سبب کسالت امکان حضور نداشت.

جواهری در عالم هنر؛ یاد و خاطرات ۴ همکاری مشترک

در بخش بعدی با دعوت مجری داریوش فرهنگ روی صحنه حاضر شد. وی ضمن خوشامدگویی به حضار اظهار داشت: این استاد همیشه استاد. او جواهری در عالم هنر بود. از «آرش» آغاز نماییم، جوان بود که این متن را نوشت. جواهری که به مهاجرت الزامی ناچار شد.
فرهنگ، همینطور در چارچوب متنی از پیش نوشته شده تکه هایی از آثار بیضایی را بازخوانی کرد.
وی تصریح کرد: من افتخار حضور در ۴ کار بیضایی را از ابتدا تا پایان داشتم. می خواهم از نکاتی حرف بزنم که کمتر مورد توجه واقع شده است؛ میزانسن و دکوپاژ در آثار بیضایی. «مرگ یزدگرد» را از این ۲ جهت بررسی کنید، مملو از خلاقیت و تخیل است. من در «چریکه تارا» هم کنار او حضور داشتم، آنجا هم او مملو از خلاقیت است. روزی در حین فیلمبرداری «چریکه تارا» در حین فیلمبرداری سکانس معروف دریا، از او پرسیدم که چه طور چنین ایده جذابی به ذهن او رسیده است، وی گفت خشایارشاه بعد از شکست در جنگ آتن، دلیل شکست را دریا می دانست و بعد از برگشت از جنگ، با شمشیر به جان امواج دریا افتاد. «شاید وقتی دیگر» هم از آثاری است که من افتخار حضور در کنار بهرام را داشتم، وی در این اثر هم تخیل بی نظیری داشت.
فرهنگ در ادامه تصریح کرد: آخرین فیلم و همکاری که مدنظر دارم «باشو غریبه کوچک» است، این فیلم نیاز به هیچ زیرنویس و مترجمی ندارد و همه چیز به لحاظ اتمسفر به صورت کامل به مخاطب منتقل می شود.
سپس کلیپی دیگر با مبحث مراسم خاکسپاری پیکر بیضایی و نقطه نظرات هنرمندان هم دوره و یا همکار با بهرام بیضایی پخش گردید.

مقایسه کوروساوا و بیضایی

رویا افشار دیگر سخنران این برنامه بود، وی با حضور روی صحنه عنوان کرد: من شانس دیدن آقای بیضایی را داشتم. شانس داشتم که بگویم از یک آب و خاک هستیم. موضوعی که برای من خیلی مهم است؛ مکاشفه، مطالعه و پژوهش ایشان، درمورد آداب شرقی است. آن چه در آثار کوروساوا می بینیم، در آثار آقای بیضایی هم می بینیم. آقای بیضایی کوشش کرد اسطوره های خودمان را که نمی شناسیم به ما بشناساند. بازیگری در آثار ایشان خیلی متفاوت از آثار دیگر است، بازیها جدا از صحنه و نور و... ایفا می شود، مانند تماشای یک روح در صحنه یا مقابل دوربین است؛ خیلی کوشیدم که اینگونه عمل کنم که کمی به این فضا شبیه باشم. آقای بیضایی خیلی چشم انتظار مجوز آثار خود بود، وزارت ارشاد بجای حمایت، دیواری برای مانع شدن در طول مسیر هنری و کاری بهرام بیضایی بود.
در ادامه مجری برنامه یادداشت مسعود کیمیایی درباره ی این هنرمند فقید را برای حضار خواند و سپس وحید تاج با حضور روی صحنه به اجرای چند قطعه موسیقایی پرداخت.
با حضور پژند سلیمانی در پشت تریبون، برنامه پیش رفت، وی با حضور روی صحنه متنی را در مدح بیضایی برای حضار خواند.
سپس ریحانه رضی قسمتی از متن «سهراب کشی» بهرام بیضایی را اجرا کرد. بعد از پخش یادداشت های بهرام بیضایی با صدای مژده شمسایی، بهرام ابراهیمی به نمایندگی از هیأت مدیره خانه تئاتر روی صحنه حاضر شد و اطلاعیه ای را قرائت کرد.
در پایان با پخش کلیپی با صدای ستاره اسکندری یادداشت علی رفیعی برای این هنرمند فقید خوانده شد و حضار با تشویق ایستاده خالق «مرگ یزدگرد» را تکریم کردند.
بطور خلاصه آثار او تصویری بود و از ذهن بیضایی بر صفحه کاغذ آمده و از کاغذ به صحنه رسیده بود. وی ضمن خوشامدگویی به حضار عنوان کرد: این استاد همیشه استاد. روزی در حین فیلمبرداری چریکه تارا در حین فیلمبرداری سکانس معروف دریا، از او پرسیدم که چه طور چنین ایده جذابی به ذهن او رسیده است، او گفت خشایارشاه پس از شکست در جنگ آتن، دلیل شکست را دریا می دانست و پس از بازگشت از جنگ، با شمشیر به جان امواج دریا افتاد.

منبع:

1405/08/17
11:25:23
0.0 / 5
4
تگهای خبر: امواج , بازی , بازیگر , برنامه
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۱
هنر شهر

پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها